ضبط فارسی؛ نمادی از پیوند در گستره ایران فرهنگی

اولین دستاوردهای صنعت ضبط صفحه، بجا ماندن یادگارهایی صوتی از مهمترین جنبه های فرهنگی هر سرزمینی بود که پای صنعت جدید بدان باز می شد. شواهد این مدعا را ابتدا در فهرست اولین سری ضبطهای مشرقی سال 1899 میلادی کمپانی “امیل برلینرز گرامافون” مشاهده می کنیم که در کنار ضبط قرائت آیاتی از قرآن مجید، اشعاری از حافظ، فردوسی و ظهیر فاریابی نیز برای انتشار بصورت صفحه های 7 اینچی بدون برچسب کاغذی ضبط می شوند. از این زمان تا اولین نوبت ضبط در حوزه ایران سیاسی در سال 1906 شمسی و پس از آن، ضبطهای متعددی باعنوان “فارسی” در گستره ایران فرهنگی صورت می گیرد که نشان از پیوستگیهای ریشه دار تمدنی و فرهنگی اقوام و مردمانی است که در طول چند قرن اخیر، به سبب ترسیم مرزهای سیاسی، کشورهایی متعدد را ساخته اند. نکته قابل توجه آنکه هرچه به گذشته باز می گردیم تعداد ضبطهای فارسی متناسبا بیشتر بوده و با گذشت زمان کمتر شده و به عبارتی دیگر در نتیجه کارکرد عواملی گوناگون، این پیوندهای فرهنگی و تمدنی تضعیف شده است.

ضبط در قفقاز و ماوراءالنهر

جدایی سیاسی قفقاز از ایران براثر جنگهای توسعه طلبانه روسیه و عقد معاهده های ترکمن چای و گلستان، هرگز پیوندهای کهن فرهنگی و تمدنی فیمابین را نگسست. بخش عمده ای از اولین ضبطهای انجام شده در قفقاز در سال 1901 میلادی دارای عنوان “فارسی” می باشند که نه صاحبان آثار به آن اعتراض داشته اند و نه نمایندگان کمپانی عنوانی مناسبتر از آن یافته اند. استفاده از عنوان یکسان برای آثار ضبط شده در تهران و در همان زمان در قفقاز و ماوراءالنهر و برای اجتناب از خلط بین این دو سری صفحه، عبارت “فارسی تاتاری” برروی صفحه های ضبط شده در قفقاز نقش می بندد. تا قبل از ایجاد اتحاد شوروی، از الفبای فارسی برای “عنوان صفحه” و بعضا اسامی هنرمندان استفاده می شود که پس از سال 1917 میلادی، تدریجا و به موازات قطع اجباری روابط اجتماعی اقوام قرارگرفته در زیر چتر اتحاد شوروی با محیط پیرامون خود، با تغییر خط این فاصله افزایش می یابد.

 

ضبط در شبه قاره

تا قبل از سلطه استعماری انگلیس بر هند، در دوره ای بالغ بر هفتصد سال، شبه قاره یکی از اجزاء و اعضاء برجسته ایران فرهنگی بوده است. زبان و شعر فارسی نیز در دوره مذکور، گوهر درخشان تمدن محسوب می شده و احاطه و حتی آشنایی با آن، نشان روشنفکری و فرهیختگی شمرده می شده و اکنون نیز می شود. براین اساس اگر فرهیخته ای از شبه قاره به نام “دکتر حبیب احمد” اشعاری از فردوسی، حافظ و ظهیر فاریابی را در لندن در اولین صفحه های فارسی ضبط می کند، امری بسیار عادی و طبیعی است. اگر در فاصله سالهای 1904 تا 1920 میلادی آثار متعدد فارسی از هنرمندان شبه قاره نظیر گوهرجان، زهرابایی، آچهان بایی، جانکی بایی و کالی جان باقی مانده است بیان و برهان دیگری در اثبات این مدعاست. اگرچه در دهه های بعد و به موازات توسعه و تعمیق نفوذ فرهنگی انگلستان و حمایت از هندوها و سازماندهی ایشان در برابر مسلمانان شبه قاره که به تجزیه شبه قاره به پاکستان شرقی (و بعدا بنگلادش) و غربی، هند و سیلان (بعدا سریلانکا) انجامید، روند حرکتها و فعالیتهای ریشه دار گذشته و منجمله ضبط آثار فارسی – حتی از پارسی سرایان هند نظیر امیرخسرو، بیدل، غالب و حسن دهلوی – رو به کاهش می گذارد.

وجه دیگری که در ضبطهای قدیمی شبه قاره بایستی بدان اشاره شود ضبط آثاری متنوع از زرتشتیان پارسی هند است که نمونه هایی ازنغمه های مذهبی و موسیقی تا دهه 1920 میلادی آن بر صفحه هایی با لیبلهای گرامافون و زونوفون مشاهده شده است و نمونه هایی نیز از صفحه های 45دور متعلق به دهه های 60 و 70 میلادی در دست می باشد. امید آنکه مستندات یا مقالاتی در مورد آثار پارسیان هند در دسترس قرار گیرد.

مجموعه ای از صفحه های فارسی از هنرمندان افغانی نیز در دوره های گوناگون در هند ضبط شده است که نمونه هایی از آنها برروی لیبلهای گرامافون و گلشن در دسترس می باشد.

 

ضبط در بین النهرین

نگارنده تاکنون سندی دال بر ضبط صفحه در بین النهرین در دوره حاكميت عثماني بدست نیاورده است. پس از پایان جنگ جهانی اول و در اوایل دهه 1920 میلادی که با تجزیه حکومت عثمانی، بین النهرین به عنوان کشور جدیدی بنام “عراق” تعریف و متولد می شود، بغداد به یکی از مراکز ضبط صفحه توسط کمپانیهای بیضافون (بدافون)، گرامافون، پلیفون و دیگران تبدیل می گردد. به نظر می رسد ضبط آثار فارسی در فاصله بین دو جنگ جهانی، با ضبط آثاری از هاشم رحمان ایرانی و حسین خان طهرانی توسط کمپانی بیضافون (صفحه های 27 سانتیمتری سری B 083000 و B 084000) در اواخر سال 1925 و یا اوایل 1926 میلادی در بغداد آغاز شده باشد. کمپانی گرامافون نیز آثاری فارسی (کمیک) از عبدالامیر خان در سال 1927 یا 1928 را در بغداد ضبط می کند که با لیبل هیزماسترز ویس و در ضمن سری AX 500 منتشر می شود و بعدا به کاتالوگ فارسی ضبطهای تهران انتقال می یابد. احتمالا آثاری نیز از نیراعظم رومی در بغداد ضبط شده باشد که تاریخ ضبط آنها قبل از آثار ضبط شده وی در تهران است.

آثاری از هنرمندان شناخته شده ایرانی نظیر ظلی و روحبخش نیز در سال 1318شمسی در بغداد، ضبط و بر روی صفحه های نعیم منتشر می شوند که از موضوع این مقاله خارج است.

 

ضبط درمصر

دربین صفحه های ضبط شده در سال 1927 میلادی (1306شمسی) توسط شرکت ادئون در اسکندریه مصر، صفحه ای فارسی از هنرمندی به نام علی خان عارف توسط آقای پویان ناصح پور یافت شده است که احتمال ضبط آثار فارسی بیشتری را پیش می آورد.

 

ضبط درعثمانی (ترکیه)

شاید اولین صفحه های فارسی مشاهده شده در عثمانی، بازتولید قاچاقی و غیرمجاز از ضبطهای فارسی قبل از جنگ جهانی اول کمپانی گرامافون باشد. در کاتالوگ صفحه های اورفئون نیز آثاری فارسی گزارش شده است که در حدود سال 1920 میلادی در استانبول ضبط شده اند. از سوی دیگر گزارشها و آگهیهای متعددی از عرضه صفحه های ترکی و عربی در بازار ایران وجود دارد. با تغییر حروف الفبا و خط در ترکیه نیز فاصله یافتن و گسست فرهنگی بین ترکیه با ایران و کشورهای عربی به رغم پیوندهای فراوان در عرصه موسیقی شدت می یابد و این در حالی است که بهترین نشانه پیوند و در حقیقت تاثر فرهنگ و ساختار موسیقی ملی و فاخر ترکیه از موسیقی دستگاهی ایران از دوره قابل ردگیری در عصر عثمانی تا به امروز، کثرت نامها و واژگان موسیقی ایرانی است که بر مقامها و اجزاء آنها سایه افکنده است. کلماتی چون راست، دوگاه، سه گاه، نوا، سوزناک، بسته نگار، نهاوند، نیریز و …. گوشه ای از قرائن انبوه بر پیوند یادشده می باشند.                                            امیر منصور

2046 Total Views 1 Views Today

پاسخ دهید